برای هزاران سال، رایج ترین مصالح ساختمانی سنگ، آجر و چوب بوده است. آنها همچنین جذاب ترین بوده اند، به زیبایی پیر می شوند و نشان دهنده نوع خاصی از نجابت و قدرت هستند.
هنگامی که معماری مدرن در اوایل قرن بیستم متولد شد، مواد سنتی به سرعت جای خود را به سه عنصر اساسی مدرن دادند: بتن، فولاد و ورق شیشه.
نتیجه در بسیاری از موارد وحشیانه، بی توجه و بیگانه به نظر می رسید. ساختمان ها نیز به خوبی پیر نشده اند.
آیا معماران مدرن نمی توانند با حفظ فرم ها و روح زمان خودمان، کار با مصالح سنتی را بیاموزند؟
این سوالی است که یکی از بزرگترین مدرنیست ها، معمار آمریکایی لوئیس کان، به زیبایی به آن پاسخ داده است.
کان در سال 1901 در روسیه به دنیا آمد و در سن 3 سالگی به همراه والدینش به ایالات متحده مهاجرت کرد. در جوانی او در رشته معماری در دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد، اما حرفهاش واقعاً در دهه 1950 پس از سفر به رم شکوفا شد. درک جدیدی از زیبایی معماری رومی. سهم عمده کان در معماری مدرن، گنجاندن عناصر باستانی در آثارش بدون از دست دادن نوآوری و وضوح مدرنیسم بود. او به مدرنیست ها یادآوری کرد که می توانند با برجسته ترین پیشینیان خود در گفتگو باشند.
یکی از نشانههای این بازسازی موفقیتآمیز قدیم، علاقه کان به تقارن بود، که بسیاری از معماران مدرن آن را اقتدارگرا، بیتخیل و سازگار میدانستند. کان موسسه سالک را در لا جولا، کالیفرنیا به عنوان مجموعهای از ساختمانها طراحی کرد که در دو طرف یک فواره مرکزی یکسان هستند - یک ویژگی تقارن از آنچه به سبک هنرهای زیبا معروف است. کان از این پسرفت ظاهری آشفته نبود. او گفت: «اگر مردم بخواهند هنرهای زیبا را ببینند، برای من خوب است. من هم مثل بقیه به معماری خوب علاقه دارم.»
مانند یک برنامه ریز شهری برای پاریس یا برلین قرن 19، کان از ردیف های یکسان ساختمان ها برای جلب نظر بیننده به مرکز طراحی خود و خارج از آن استفاده کرد. فواره ای که از مرکز مؤسسه می گذرد با مسیر خورشید در هر دو اعتدال پاییزی و بهاری همسو می شود. کان از تقارن نه بهعنوان پیشفرض زیباییشناختی، بلکه با غرضورزی زیاد استفاده کرد تا حس تعادل، تمرکز و حرکت را در فرد ایجاد کند.
و....